تو سفید پوشیدی 

من سیاه

تو رفتی

من ماندم

شانه هایم تاب این آوار را ندارد

اما  هنوز دفن نشده ام 

امشب باز برایت گریستم

برای چشمانی که تا لحظه آخر باز ماند

و من نرسیدم

آخرین بدوردت را به یادم دارم

گفتی زود برگرد

من برگشتم

اما تو برای همیشه رفته بودی

چقدر دیر رسیدم 

آنقدر که

    هرگز خودم را نخواهم بخشید