1
عشق باکره ای بیش نبود
برای اثباتش عریان شد
و سیلی خورد ...
2
کوتاهی از من نبود
اگر استکان چای همیشه
در دست هایم سرد و تلخ می گشت
آنکه باید می آمد
نیامد ...
3
تازگی ها
تنها اتفاقی که کهنه نمی شود
تو هستی ...
4
چقدر دوست دارم
خیابان را که طی می کنم
کسی از پشت سر
شانه ام را تکان دهد
برگردم ببینم
وای ...
تو هستی
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 1:50 توسط سیمین شیرالی
|