1

عشق باکره ای بیش نبود

برای اثباتش عریان شد

و سیلی خورد  ...

 

2

کوتاهی از من نبود

اگر استکان چای همیشه

در دست هایم سرد و تلخ می گشت

آنکه باید می آمد

نیامد  ...

 

3

تازگی ها

تنها اتفاقی که کهنه نمی شود

تو هستی  ...

 

4

چقدر دوست دارم 

خیابان را که طی می کنم 

کسی از پشت سر 

شانه ام را تکان دهد 

برگردم ببینم

وای  ...

تو هستی