1

زیر پوست شب

شانه هایم

انتظار آوار شانه هایت را می کشد

آنچنان ویرانم کن

که  هیچ سلولی از من زنده نماند

 

2

یادت باشد

شعرهایم را با نام خودم

برای معشوقه ات بفرستی

تا ایمان بیاورم

که عشق را می شناسی  ...