1
زیر پوست شب
شانه هایم
انتظار آوار شانه هایت را می کشد
آنچنان ویرانم کن
که هیچ سلولی از من زنده نماند
2
یادت باشد
شعرهایم را با نام خودم
برای معشوقه ات بفرستی
تا ایمان بیاورم
که عشق را می شناسی ...
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر ۱۳۹۴ ساعت 17:47 توسط سیمین شیرالی
|