آی دلتنگی
نمی دانم این آغاز را
پایانی هست ؟
یا باز ...
امشب راهی ام
راهی همان فاصله ها
همسفرانم توده های ابر و آسمان
دوباره خط
تهران - اهواز
شاید کسی آنجا
با رطب به پیشوازم بیاید
شاید دوباره
بازوان گرم شهر دور گردنم حلقه بزند
غرق شوم به آغوش گریه
بگوید سیمین
چقدر دیر کردی
نخل هایمان کمر خم کرده اند
نفسی عمیق می کشم
و نام ات را صدا می زنم
آی
دلتنگی ...
سیمین شیرالی
+ نوشته شده در سه شنبه ششم بهمن ۱۳۹۴ ساعت 16:34 توسط سیمین شیرالی
|